۱۳۹۳ آذر ۱۰, دوشنبه

مجاهدشهيد پريدخت ناظم - شوشتر

مجاهدشهيد پريدخت ناظم - شوشتر
و با شاخه های زمزمه گر در تمام خاک گل می دهد

گلی به سرخی خون...

مجاهد شهيد بتول جهانبخش - بهبهان

مجاهد شهيد بتول جهانبخش - بهبهان
گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید
پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟

مجاهد شهيد انوشيروان رحيم زاده - بندرعباس
قصه نيستم كه بگويي
 نغمه نيستم كه بخواني 
صدانيستم كه بشنوي
 يا چيزي چنان كه ببيني 
يا چيزي كه چنان بداني
 من درد مشتركم   مرا فرياد كن 

مجاهد شهيد اميرفخرالدين بندآبادي - بندرماهشهر

مجاهد شهيد اميرفخرالدين بندآبادي - بندرماهشهر
آغوشم آشيانه ي سبز پرنده هاست
تا كهكشان سربي مه شعله ور شود
تا بال كاروان سپيد كبوتران 
 با خون آفتاب سحرگاه تر شود

مجاهد شهيد البرز صالح خواه - مسجد سليمان

مجاهد شهيد البرز صالح خواه - مسجد سليمان
نغمه در نغمه خون
غلغله زد . تندرشد
 شدزمين رنگ دگر ، زنگ زمان ديگر شد 
 آن دلاور كه قفس با كل خون ميآراست 
 لبش آتشزنه آمد،سخنش آذر شد

مجاهد شهيد احمدرضا سليمان جود - آبادان

مجاهد شهيد احمدرضا سليمان جود - آبادان
من باغ سبز وهمهمه پرداز جنگلم 
انديشه ميكنم: توفان ترانه ايست بزرگ و شكوهمند

مجاهد شهيد احمد سعيدي - آبادان

مجاهد شهيد احمد سعيدي - آبادان
تا معبد آزادي منزلي ديگر در پيش است پس حركت ميكنيم