۱۳۹۶ اسفند ۲۸, دوشنبه

مجاهد شهید مجید دکنما


مشخصات مجاهد شهید مجید دکنما
محل تولد: شیراز
تحصيل: دانشجو
سن: 26
محل شهادت: شیراز
زمان شهادت: 1367

به یاد مجاهد شهید مجید دکنما
مجاهد شهید مجید دکنما پنجمین شهید خانواده قهرمان دکنماست. در سال 1341در شیراز متولد شد. دوران تحصیل او در دبیرستان مقارن با اوجگیری انقلاب ضدسلطنتی بود. وی از نسلی بود که در جریان شرکت در تظاهرات بر علیه شاه، با مسائل سیاسی آشنا گردید.
این آشنایی او را به شناخت سازمان رهنمون شد. از آن پس او با ورود به دانشگاه، در تشکیلات دانشجویی سازماندهی شد و از دانشجویان فعال اصفهان بود. اداره میزکتاب، نشریه فروشی، شرکت در میتینگهای مجاهدین، و درگیری با چماقداران او را به چهره شناخته شده‌یی در بین دانشجویان تبدیل کرد. او از مجاهدینی بود که اواخر سال 1359دستگیر شدند.
دوران زندان و شکنجه او تا سال 1362طول کشید. پس از رهایی از زندان، برای وصل مجدد به سازمان دست به‌کار شد. به‌دلیل این فعالیتها در سال 1364دوباره دستگیر و روانه زندان عادل‌آباد شیراز گردید. در بیدادگاه رژیم، به او حکم ده سال زندان ابلاغ شد و آن را به سخره گرفت. بعد از عملیات فروغ جاویدان، پاسداران دوباره او را به زیر شکنجه و بازجویی کشیدند؛ زیرا در سیاه‌چال نیز دست از روحیه مقاوم خود نکشیده بود و با ساختن کوبلن و سرودن شعر و فرستادن آنها به بیرون از زندان، توسط خانواده خود، این روحیه را بارز می‌کرد. او در یکی از کاردستی‌های خود این شعر حافظ را به طرز زیبایی برجسته کرده بود (یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور!) به‌خاطر همین شعر، به محاکمه کشیده شد.
شکنجه‌گران به او گفته بودند که تو با این شعر یاد برادر مجاهدت را داری زنده می‌کنی که هنوز دستگیر نشده است! در جریان قتل‌عام سبعانه زندانیان سیاسی به فتوای خمینی دجال، شکنجه‌گران که کینه زیادی از مجید به دل داشتند او را به اتاق گاز برده و به‌شهادت رساندند. بعد از شهادت او، پاسداران به شیوه دنائت باری با مادرشتماس گرفته و به او شماره قبری را می‌دهند و می‌گویند این قبر مجید است حق ندارید مراسم بگیرید و به رژیم توهین کنید.
مادر شهید با شنیدن این خبر شوکه شده و بیهوش می‌شود. به‌رغم تهدیدات و تشبثات رژیم، خانواده مجید مراسم می‌گیرند و مادر در آن مراسم می‌گوید رژیم دروغ می‌گوید این محل سیمان‌کاری شده و مسطح قبر شهدای قتل‌عام نیست.
همان روز پدر خانواده برای ملاقات آفاق، یکی دیگر از خواهران مجید به اوین می‌رود، به او نیز شماره یک قبر را می‌دهند و می‌گویند دخترت را اعدام کرده‌ایم. پدر داغدار در همانجا سوگند یاد می‌کند که اگر حتی یک روز از عمرش باقی مانده باشد و فلج هم باشد و روی زانوانش راه برود، باید چند تن از قاتلان فرزندانش را به سزای
جنایاتشان برساند

مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید
https://t.me/shahidanAzadai96

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر