۱۳۹۷ آبان ۲۲, سه‌شنبه

مجاهد شهید محمد نقی غلامی


مشخصات مجاهد شهید محمد نقی غلامی
محل تولد: آبادان
تحصیلات: ديپلم
سن: 24
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: 1360

مریم رجوی: یکی از خیانت‌بارترین مظاهر سیاست مماشات در سه دهه گذشته، چشم فرو بستن بر قتل‌عام زندانیان سیاسی است که جنایت علیه بشریت و بزرگترین جنایت سیاسی بعد از جنگ جهانی دوم است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آبان ۲۰, یکشنبه

مجاهد شهید اعظم صیادی قهرمان مقاومت در زیر شکنجه


مشخصات مجاهد شهید اعظم صیادی
محل تولد: جهرم
تحصیلات: دانش آموز
سن: 18
محل شهادت: شیراز
تاریخ شهادت: 1361

اعظم صیادی از فرزندان پاکباز مردم جهرم بود. وی در سال‌1343 متولد شد و تحصیلات دبستانی و دبیرستانش را در شهر زادگاهش جهرم گذراند. در آخرین ماه های قبل از 30‌خرداد60 و در آستانهٌ شروع مقاومت سراسری، او نیز به‌دلیل شناخته‌شدگیش در جهرم و به‌خاطر این‌که احتمال دستگیر شدنش زیاد بود، برای ادامهٌ مبارزه به شیراز آمد. انتقال به شیراز، شروع مرحلهٌ جدیدی از فعالیتهای اعظم بود.و خیلی زود به‌طور چشمگیری توانمندیهایش بارز شد و خود را برای روزهای سخت آینده آماده ‌کرد. با شروع مقاومت سراسری، اعظم قهرمان قدم در مسیر نبرد انقلابی گذاشت.
در اواخر بهار سال61، پس از یک‌سال فعالیت ، در جریان ترددهایش توسط مزدوران رژیم مورد سوءظن قرار گرفت و دستگیر شد. یکی از همرزمانش دربارهٌ دوران زندان اعظم در زندان شیراز نوشته است: شب اول، دژخیمان رژیم تمامی تلاش خود را برای درهم‌شکستن اعظم به‌کار گرفتند. موهای او را به دور دست هایشان پیچیده و او را روی زمین می‌کشیدند.در یک مرحله، 400ضربه پیاپی به او شلاق[کابل] زدند. اعظم چند بار زیر شکنجه بیهوش شد اما هر بار آب قند به‌دهانش می‌ریختند تا به‌هوش بیاید. جلادان که فهمیده بودند زندانیان از شکست آنها در برابر اعظم مطلع شده‌اند، برایش اسم مستعار گذاشتند و در قسمت های بازجویی او را به نام پروانه صدا می‌کردند تا خبر مقاومتش از طریق سایر زندانیان به داخل بندها نرسد. حدود 4ماه بعد از دستگیری اعظم او را در سلول دیدم. آن قدر نحیف و لاغر شده بود که جز پوست و استخوان نبود. بعد از این که با هم آشنا شدیم به سراغش رفتم و به او گفتم که من باید از آن چه در مورد تو گذشته با خبر بشوم تا اگر آزاد شدم بتوانم به سازمان گزارش بدهم، اما اعظم از بیان وقایع و صحنه‌هایی که بر او گذشته بود اکراه داشت و حاضر نبود آن‌چه را که در راه خدا و خلق نثار کرده، و آن‌را کوچکترین وظیفهٌ خود می‌دانست، بازگو کند. 
بالاخره توانستم او را راضی کنم که پشتش را به من نشان بدهد. دیدن بدن آش و لاش شدهٌ او برایم باورکردنی نبود. از حوالی گردن تا روی پاهایش شکاف های عمیقی ایجاد شده بود و از میان آنها غده‌های گوشت اضافی بیرون زده بود و منظرهٌ بسیار دردناکی پیدا کرده بود.
در یکی از شبهای اواخر دیماه سال‌61، درطبقهٌ سوم زندان عادل‌آباد شیراز بودیم. از بلندگوی زندان نام اعظم صیادی را خواندند. اعظم از جا پرید و بلافاصله مادر خوشبویی [مادر همسر شهیدش غلام خوشبویی] را در آغوش کشید و بوسید. سپس آرام و سبکبال با یکایک ما خداحافظی کرد و در حالی که داشت از پله‌ها پایین می‌رفت با خنده و شادی عجیبی گفت: بچه‌ها خداحافظ. من رفتم ولی مطمئن باشید که به خوابتان خواهم آمد. اعظم رفت و در این سال ها بارها به خوابم آمده است و در هر حماسه و سرفصلی با او تجدید عهد کرده‌ام.

مریم رجوی: از خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی می‌خواهم که با حضور بر سر مزار شهیدان، حق پایمال‌شده خود برای برپایی مراسم بزرگداشت فرزندان قهرمان خود را به رژیم آخوندی تحمیل کنند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آبان ۱۷, پنجشنبه

مجاهد شهید صدیقه صادقپور



محل تولد: کازرون
سن: ۲۰
تحصیلات: ديپلم
محل شهادت: شیراز
تاریخ شهادت: ۱۳۶۴

از زبان خواهر شهید:
روز ۱۳آبان به مناسبت سی سومین روز شهادت خواهرم صدیقه... 
در آن نوبت
که بندد دست نیلوفر
به پای سرو کوهی دام
گرم 
من از یادت نمی کاهم
نیما یوشیج

و زمان نیز می‌گذرد روزها و سالها تلخی‌ها و شیرینی‌ها و اما آنچه هرگز رنگ نباخته و در مرور زمان و گذشت حوادث و رخدادها و هر چه به پیش می رویم، درخشانتر و عیان می گردد، نام کسانی است که حال و آیندگانمان را چونان به هم آمیخته‌اند که نه‌می توان آنان را «گذشته» دانست و نه‌ می‌شود که در «حال و اینده» از آن گریز داشت.
در ۱۴سالگی، در هنگامه‌ای که سکان کشتی سرنوشت کشور در دریای طوفان زده انقلاب به‌دست ناخدای استبداد سیاه مذهبی می‌رفت که گرفتار آید، مانند هزاران مشتاق رهایی، انتخاب اصلح خود را نمود. انتخابی که می بایست بهایی بسا هنگفت بخاطرش پرداخت کند. ژاندارک بی نام و نشان ما، شاداب بود و پر سوال، جسور و پرتلاش انگاره دیگری در سر می پرواند، می دانست که ماندن جایز نیست و باید رفت، و دیری نپایید که زمان وفا به عهدش فرا رسید و در معرض ابتلائات بسی شگرف واقع شد.
در ۱۷سالگی و در تظاهرات ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ این پرستوی سبک‌بال آزادی مورد  هجوم پاسداران حکومتی قرار گرفت و بعد از سالها شکنجه در۱۳آبان‌ ۱۳۶۴ به شهادت رسید.


مریم رجوی: نام‌های آنها را خمینی پنهان کرد، اما نام‌آورترین زنان و مردان تاریخ معاصر ایران‌اند. مزارهایشان را مخفی کرده‌اند، اما حاضرترین و آشکارترین وجود رزمنده ملت ایران‌اند.
و سال‌هاست بر سر دار رفته‌اند، اما سرود سرخ آزادی بر زبان آنها جاری است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آبان ۱۵, سه‌شنبه

مجاهد شهید مسعود مرادی


مشخصات مجاهد شهید مسعود مرادی
محل تولد: مسجد سليمان
تحصیلات: دانش آموز
سن: 18
محل شهادت: مسجد سلیمان
تاریخ شهادت: 1361

مریم رجوی: از خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی می‌خواهم که با حضور بر سر مزار شهیدان، حق پایمال‌شده خود برای برپایی مراسم بزرگداشت فرزندان قهرمان خود را به رژیم آخوندی تحمیل کنند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آبان ۹, چهارشنبه

مجاهد شهید منوچهر ابراهیمی


مشخصات مجاهد شهید منوچهر ابراهیمی (نجاتی)
محل تولد: فارس
تحصیلات: دانشجوی اقتصاد
سن: ۲۶
محل شهادت: تهران
تاریخ شهادت: ۱۳۶۲

منوچهر ابراهیمی سال ۱۳۳۶ در ارسنجان فارس به دنيا آمد. در سال ۵۳ وارد دانشگاه تربيت معلم شد و دو سال بعد به دانشگاه ملي رفت. او دانشجوي ممتاز در رشته اقتصاد در دانشگاه ملي تهران بود. در فعاليتها عليه رژيم شاه خائن شركت فعال داشت. به همين علت دستگير شد و چهار ماه و نيم را در زندانهاي ساواك سپري كرد. همزمان با رسيدن بهار انقلاب، منوچهر به همراه ديگر زندانيان سياسي از زندان آزاد شد. 
فروتني و تواضع و در عين حال بيقراري در او بسيار چشمگير بود. در سال 58 بصورت حرفه اي وارد تشكيلات سازمان مجاهدين شد و در بخش سياسي به فعاليتهاي خود ادامه داد. او از نسلي بود كه از همان ابتدا خيانت به انقلاب مردم را دريافت و براي باز پس گرفتن آزادي و زنده كردن اعتماد خلق، قدم در راهي پرمخاطره گذاشت. 

سال ۱۳۶۰ـ  خيابان نظام آباد ـ پايگاه آرشيو بخش سياسي سازمان مجاهدين
منوچهر مسئول پاسخگویی مراجعات به پايگاه بود. طبق طرح دفاعي قرار بر اين بود كه اگه مورد جدي بود، منوچهر همزمان سروصدا راه بندازه تا بقيه بچه ها متوجه بشن و پايگاه رو ترك كنن. زنگ در پايگاه به صدا دراومد. منوچهر براي بازكردن در پايين رفت و چيزي نگذشت كه صداي داد و فريادش از حياط شنيده شد…
اصلاً معلوم هست شما كي هستيد؟ چي ميخوايد؟… 
با شنيدن اين صدا همه فهميدن كه حمله شده و بايد خونه رو ترك كرد و بلافاصله ازطريق پشت بوم اقدام كردن. منوچهر اون روز دستگير شد اما سلامت جان همه بچه هاي پايگاه رو تضمين كرد. 
دو سال بعد از دستگیری، منوچهر ابراهیمی به دست مزدوران خميني به شهادت ميرسد. منوچهر حتي اسم واقعي خود را نگفت و تا آخرين لحظه زندگی، بر پيمانش وفادار ماند. 
مریم رجوی: بله، چنان‌که مسعود، درباره این شهیدان گفته‌ است:‌ این خونهای پاک، جوشیدن آغاز خواهد کرد... و خمینی نخواهد توانست این شعله را خاموش کند... 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آبان ۸, سه‌شنبه

مجاهد شهید انوشیروان خادمی


مشخصات مجاهد شهید انوشیروان خادمی
محل تولد: آبادان
تحصیلات: دانش آموز
سن: 18
محل شهادت: شیراز
تاریخ شهادت: 1362

مریم رجوی: از خانواده‌های شهیدان و زندانیان سیاسی می‌خواهم که با حضور بر سر مزار شهیدان، حق پایمال‌شده خود برای برپایی مراسم بزرگداشت فرزندان قهرمان خود را به رژیم آخوندی تحمیل کنند. 

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید

۱۳۹۷ آبان ۴, جمعه

مجاهد شهید خسرو صحرایی


مشخصات مجاهد شهید خسرو صحرایی
محل تولد: آبادان
شغل: كارگر
سن: 17
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1360

آبادان – محلة ذوالفقاري
چنين محله يي، محل سكونت يك خانوادة كارگري بود. خانهاي قديمي و فقيرانه! پدرِ خانه كارگر سازمان آب و برق شهر آبادان بود. فقرِ مالي و كمبود امكانات و بهداشت عواملي بود كه فرزندان اين خانواده را از كودكي با مفاهيمي همچون درد, رنج و استثمار آشنا كرد. با ما بياييد تا با زندگي يكي از آن فرزندان از خطة خونگرم خوزستان آشنا شويد. نامش خسرو بود. خسرو صحرايي! ميليشيايي جوان و پرشور كه بهاران زندگيش را فداي خزان خلق خويش كرد تا باز هم آزادي در بهاري ديگر بشكوفد.

به ياد خسرو صحرايي، سرخگلي از باغِ شهيدان ميليشياي مجاهد خلق
خسرو پدري داشت كه تحت تاثير افكار ملي گرايانه و ضد استعماري دكتر مصدق بود. او هميشه به مبارزين و آزاديخواهان احترام ميگذاشت. اين افكار آزاديخواهانه، باعث شده بود كه پدر، فرزندانش و از جمله خسرو را تشويق به كسب عقايد سياسي و اجتماعي كند. خانواده اي به شدت مخالفِ رژيم سلطنتي، بستري بود كه خسرو در آن پرورش يافت. تا اينكه به بهار آزادي رسيد. هرچند كه اين بهار عمري كوتاه و گذرا داشت.

خسرو در زمان انقلاب ضدسلطنتي 14 سال داشت. اما فعالانه در تظاهرات عليه رژيم شاه شركت ميكرد. دوران نوجواني او هم زمان بود با سالهاي 58 تا60. زماني كه هنوز ميشد از آخرين قطرات آزادي در صحنة سياسي استفاده كرد. آن زمان خسرو كه نوجواني پرشور بود، با سازمان مجاهدين خلق آشنا شد و بزودي دريافت كه خميني و ارتجاع حاكم به اعتماد خلقي كه براي او فرش خون گسترد خيانت كرده است. خسرو فهميد كه خميني، فقط دَم از اسلام ميزند و نه تنها اهداف آزاديخواهانه يي ندارد، بلكه برعكس بزرگترين دشمن آزاديهاست. خسرو مي ديد انقلابي كه با خون بهترين جوانهاي ميهن و بر امواج خروشان مردمي رقم خورد، حالا توسط گرگي در لباس ميش به سرقت برده شده. او مي ديد كه انقلاب ربوده شده، و براي باز پس گرفتن حقّ مردم و آزاديها، بايستي باز هم كمرِ همّت بست. پس به هيأت ميليشياي مجاهد خلق در آمد و عزم كرد كه بهاي اين آزادي را هر چه باشد بپردازد.

قلبها سرشارند
كوچه‌ها بيدار،
ابرها پربارند
لحظة باريدن، در همين نزديكي‌ست 
رقصِ پولاد، ميانِ تنِ شهر 
خشم سوزندة تبدارِ صداي پيشتاز
شعله‌يي ناب‌تر از قلبِ صدف
پرچمِ سرخِ سحر
عزمِ جنبش دارد
شهر از شوق، به خود ميلرزد

بعد از اينكه دادستان ضدخلقي آبادان، فشار را بر نيروهاي انقلابي و بخصوص مجاهدين افزايش داد، خسرو آبادان را ترك كرد و عازم تهران شد. از آن به بعد تهران، صحنة ادامة فعاليتهاي او عليه ارتجاع شد و لحظه اي از مبارزه با رژيم خميني دست برنداشت. 
در دوران مبارزة  افشاگرانة سياسي، (فاز سياسي) خسرو براي اينكه بتونه به سازمان كمك كنه بنايي ميكرد و پول ناچيزي رو كه به دست مي آورد، به سازمان ميداد. در تظاهرات و ميتينگها شركت ميكرد. تا اينكه به 30خرداد 60 رسيديم. وقتي كه ارتجاع با به رگبار بستن مردم بيدفاع، چهرة واقعي خودش رو به نمايش گذاشت.

30 خرداد سرفصلي در زندگي مبارزاتي خسرو بود. او عزمش در ادامه راه مصمم تر از هميشه شد. آن روز او دريافت كه تنها راهِ و درافتادن با اين رژيم خونريز كه تظاهرات مسالمت آميز مردم را با رگبار مسلسل پاسخ داد، قهر انقلابي است.

رشادت و دلاوري خسرو در تظاهرات چشمگير بود. يادمه يك روز در تظاهراتي در شيراز وقتي ديد كه اوباشِ چماقدار به صف خواهران ميليشيا حمله ور شده اند، طاقت نياورد. خودش رو سپرِ اونها ميكرد و با دلاوري ايستاد و ضربات چوب و چماق اونها رو متحمل شد تا به اين شكل از خواهران مجاهدش دفاع كنه. 

نيمة دوم شهريور ماه سال 60!
اون روز آخرين بار بود كه خسرو رو ديدم. ميخواستيم به تظاهرات بريم. يادم مياد اون روز خسرو حمام كرد، لباس نو پوشيد و سرحال و شاداب شروع به نوشتن وصيتنامه كرد و رفت. بعد از اون ديگه خسرو رو نديدم. ولي هيچوقت يادش از دلم بيرون نميره و هميشه در قلب و ضميرم زندهاس. سرخگلي از باغِ شهيدان ميليشياي مجاهد خلق!

خسرو حين شركت در تظاهرات توسط بسيجيانِ لباس شخصي با وحشيگري و خشونت دستگير و روانة زندان شد. مزدوران وقتي با مقاومت خسرو روبرو ميشوند به پايش شليك ميكنند و او را با خود ميبرند. 

27 شهريور 1360 - بعد از يك هفته شكنجه هاي وحشيانه، تيرهاي شقاوت دژخيمان بر سينة خسرو نشست و بهارانِ زندگي او را پر پر كرد. او هنگامِ شهادت هنوز به سن قانوني نرسيده بود و 17 سال داشت. خسرو در آخرين لحظات زندگياش شعار ميداد: «مرگ بر خميني». 

خسرو صحرايي در بهشت زهرا، قطعة 41 به خاك سپرده شد. در روزنامة كيهان رژيم مورخ 28/6/1360 خبر شهادت وي به همراه 80 نفر ديگر درج شد.

پيراهني ز رنگ به تن کرده
با قلب خون فشان
اين لاله هاي شهري
از گودهاي جنوب شهر
مي آيند
اين لاله هاي شهري
از نان و از رهايي
حرف مي زنند
اين لاله هاي شهري آيا
در توپخانه، در جادة قديمِ شميران
در اوين/ پژمرده ميشوند؟/ نه!   (خسرو گلسرخي)

وصيتنامة مجاهد شهيد خسرو صحرايي - 18/7/60  
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم/ الَّذينَ آمَنوا وَ جاهَدوا في سَبيلِاللهِ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ عَنْ رَبِّهِمْ
من خسرو صحرايي فرزند محمد علي متولد آبادان با آگاهي كامل و صدق گفتار، راه سازمان مجاهدين خلق ايران را انتخاب كردهام و هيچكس مرا مجبور به قبول عقايد و افكار اين سازمان نكرده است و تا آخرين قطرة خون خود را در راه آرمان مقدّس مجاهدين كه همانا اسلام انقلابي است  فدا خواهم كرد. وَ سَيَعْلَمَ الَّذينَ ظَلَموا اَيَّ مُنْقَلَبَ يَنْقَلَبون.

در گذرگاهت سرودی ديگرگونه آغاز کردم
من برگ را سرودی کردم
سرسبزتر ز بيشه
من موج را سرودی کردم
پر نبض تر ز انسان
من عشق را سرودی کردم
پر طبل تر ز مرگ.
من موج را سرودی کردم
پر طبل تر از حيات
من مرگ را سرودی کردم.


مریم رجوی: خونهای مجاهدین و مبارزین آرمانخواه، هرگز از جوشش بازنمی‌ماند و در تمام این سالیان، روح عصیان و اعتراض جامعه ایران در پیکار با رژیم ولایت فقیه بوده است.

با ما در کانال تلگرام پیشتازان راه آزادی ایران همراه باشید